در آینه بندان پریخانه ی چشمم
بنشین که به مهمانیِ دیدارِ خود آیی
بینی که دری از تو به روی توگشایند
هر در که براین خانه ی آیینه گشایی
با یک چای هل و دارچین و یک کیک پاییزی در این عصرِ خيسِ پاييزى موافقى رفيق ؟
در آینه بندان پریخانه ی چشمم
بنشین که به مهمانیِ دیدارِ خود آیی
بینی که دری از تو به روی توگشایند
هر در که براین خانه ی آیینه گشایی
با یک چای هل و دارچین و یک کیک پاییزی در این عصرِ خيسِ پاييزى موافقى رفيق ؟